۱۹/۱/۹۱*سلام....عيد وتعطيلات را سبري كرديم با همان حال وهواي سابق.
نه شور وحالي نه دل ودماقي .هفت سين بود آجيل بود، مهمان شديم ،مهمان كرديم ،عيدي بود و همان سنت سالانه كه هرسال از نو كليشه مي شود.
انقدر درگير سنت و رسوم هرساله مان شديم كه يادمان رفت مثل ماهي از درياي تعلقاتمان دل بكنيم وهنوز مثله سبزه سبز باشيم.....
تحويل سال يادمان رفت دل چند نفر را شكسته ايم وبا چند نفر سر دشمني داشته ايم....
يادمان رفت دانه هاي برنج مانده از مهماني شب قبل كفاف گنجشكان حوالي بنجره را مي دهد .....
يادمان رفت بقچه ي لباس هاي سال قبل هم مي تواند بچه هاي رفتگر محل را خوشحال كند.......
به عادت هميشه عيد شد و ما هنوز عيد را درك نكرديم.
{شهادت مادر تسلي نمي خواهد
يك قلب بيقرار و يك جفت چشم آماده ي گريستن كافي است.}
به ام المسلمات:
شب از ناله هاي خسته ات سر مي گيرد
وخورشيد در چهره ات بهلو
در سجده گاه امشب
اسمان مرثيه مي سرايد
وبر دامانت ستاره مي بارد
مادر،دست هاي طفلكت خالي است
ان زمان كه غربت را
كف دست حنا بسته اي
من،چه متواضع
در اغوش آرامت
خواب عروج مي بينم
كابوس غمي، كه به روي شانه هاي علي(ع) سنگين است
مادر فرداكه در شبانه هاي دردگم مي شوم
بايد كجاي اين ظلمت سراغت را بگيرم
ميان اين بوته زار ياس مصنوعي
اين فاطمه هاي آتشين ؟؟؟
***
هلهله هاي زنان شهر را مي شنوم
خورشيد غروب نكرده است
من چه متواضع
در اغوش ارامت
خواب عروج مي بينم.
********
خداي مهربان من،قلب فاطمه(ص) را ازما گنهكاران راضي بگردان...
مارا در سايه ي فاطمه(ص)به جايي كه خود شايسته مي داني برسان...
باظهور مهدي (عج)زمينه ي ظهورمزار مادرگمناممان را فراهم كن...
بارالها،زيارت مادر محبوبمان را در اين دنياوشفاعتش را در اخرت نصيبمان كن....
هركجااز اين دنياي ناچيز وكوچك مظلومي زير دستان ظالمي گرفتار مانده،به احترام مادر بر حق شهدا رهايي بخششان باش.....
آمين آمين آمين


